بهلول بر جمعی وارد شد. 
یکی از او پرسید:

 کدامیک زین سه بر تو سخت‌تر می‌بود؟  کور بودن، کر بودن یا لال‌ بودن؟
بهلول گفت:

از قضا من به هر سه دچارم و مرا خیالی نیست!
جماعت پرسیدند: 
چگونه این‌چنینی؟ وانگهی کوری و کری و لالی هم‌زمان بسیار نامحتمل است!
بهلول پاسخ چنین داد: 
آن هنگام که پایمال‌شدن حق خویش را ببینم و هیچ نکنم، ندای مظلومی که حقش ادا نشده را بشنوم و یاری نرسانم، و به خیال عافیت دم ز گفتن حتی کلامی فروبندم، 

هم کورم هم کر و هم لال!